|
برای
درک دليل اتفاقاتی که در دنيا پيش ميآيند, بايد قبل از همه بدانيم که اين
اتفاقات از کجا ظاهر ميشوند.
در حقيقت ما اصلأ دليل وجود دنيا و پيش آمدها, وضع هوا, وضع احساسات روحی
وشخصی خود, سلامتی, بيماری وغيره را نميشناسيم.
انسان ميتواند هزاران دليل برای هر اتفاق که پيش آمده پيدا کند. مثلأ:
"بدليل آنکه ديروز در هوای سرد پالتو نپوشيدم, امروز بيمار شدم", يا "بدليل
آنکه يک ايستگاه زودتر از اتوبوس پياده شدم, دوست قديميم را درخيابان
ملاقات کردم". ولی در حقيقت همه اينها بهانه است.
علم کبالا ريشه کليه اين اتفاقات را به طبق قانون طبيعت, که ناپديد از چشم
ما انسانها ميباشد تحقيق می کند , به آن دليل که هيچ موضوعی در دنيا بطور
اتفاقی پيش نمی آيد. برای مثال اگر قدرت جاذبه را بنظر بگيريم, کاملا واضح
است که از روی صندلی بزمين پريدن جالب است, ولی پريدن از طبقه دوم باعث
صدمه ميشود. در اين مورد اشتباه ونتيجه فورأ بچشم ديده شده ونتيجه مستقيمأ
به دليل ارتباط ميابد: "بدنم درد ميکند – "نتيجه" - چون از جای بلندی
افتادم" - "دليل".
ولی اگر تصور کنيم که از لحظه پريدن تا لحظه اظهار درد زمان توقف ميکند,
ميتوانيم منظورعلم کبالا را درک کنيم. کباليست (دانشمند علم کبالا) دليل
ونتيجه را ميبيند, وليکن انسان فقط نتيجه را احساس کرده ونميتواند نتيجه را
به علت ربط بدهد.
"قدرت جاذبه" قانونی است که بايد برطبق آن عمل کرد ونميشود از آن چشم پوشی
نمود. اگر ما اين قانون را نشناسيم, آيا ميتوانيم از افتادن بعدی خود
جلوگيری کنيم؟
کباليستها جواب کاملأ واضحی به اين سؤال ميدهند: "ندانستن قانون باعث باطل
شدن مجازات نميشود". غير ممکن است که انسان از ساختمان بلندی بپرد – "سبب"
- وبا احظار پشيمانی و عذر خواهی از درد – "نتيجه" - رنج نبرد.
دليل تمام سختيهای بشر در دنيا نشناختن قوانين روحانی ميباشد. علم کبالا
اين قوانين را به انسان مياموزد وبا شناختن وانجام اين قوانين نه تنها
ميتوانيم از رنج بردن جلوگيری کنيم, بلکه ميتوانيم لذت بی کران وبی نهايتی
ازاين دنيا ببريم.
"قانون ريشه وشاخه"
اولين قانون علم کبالا, قانون "ريشه وشاخه" خوانده ميشود. بنا بر اين
قانون, دنيای ما کپی کامل عالم روحانيست. عالمهای روحانی فعلأ از چشم
واحساس ما غايب هستند. ولی برای کباليستها بسيار محسوس وآشکار بوده وبا
آنها رابطه دائمی ومستقيم دارند.
بنا بر نوشته های کباليستها, دنيای ما نتيجه انفعالاتيست که در عالمهای
روحانی پيش ميايند, بنابراين عالم روحانی عالم "سبب" يا "ريشه" و دنيای ما
عالم "نتيجه" يا "شاخه" خوانده ميشوند.
کليه افکار و احساسات ما در عالمهای روحانی بوجود آمده و از آنجا به اين
دنيا ميرسند. کباليستها ميگويند: "نمونه کليه اجزاء هستی و رويدادهای جهان
ما, دقيقأ در عالمهای روحانی وجود داشته واز آنجا بدنيای ما ميرسند".
آيا دانستن قانون "ريشه وشاخه" ميتواند کمکی به ما بکند؟
کباليستها به ما امکان ميدهند که با آموزش سيستم دنياهای روحانی, وبا رسيدن
به ريشه های اصلی خود, توانايی خاصی بدست بياوريم که بتوانيم سرنوشت خود را
تغيير بدهيم.
کباليستها به اين سيستم وقوانين تسلط کامل دارند, واين راه را به ما نشان
ميدهند که بيش از اين وقت ونيروی خود را بی ثمرتلف نکنيم, بلکه با آموزش
اين قوانين به سرنوشت خود تسلط يافته وبه اين گنج بی قيمت برسيم.
اکنون اين سؤال پيش ميآيد: "آيا اين هدف تا آن حد برای ما مهم است که راضی
به سفری شويم که ما را به شناسايی عالام روحانی رسانده وبا راهنمايی
کباليستها وآموزش علم آنها به سعادت ابدی وکامل برسيم؟".
|