|
درس پنجم:
• مَسَخ چیست؟
• به چه منظور و چگونه می توان از آن استفاده کرد؟
یکی از قواعد اصلی و اساسی در روحانیت "همانندی" نامیده می شود. در جهان
مادی ما نزدیکی و دوری, همبستگی و جدائی, به زمان و مکان ارتباط دارند.
وجود دو جسم در یک مکان "نزدیک" خوانده می شود و بالعکس. اما در روحانیت
زمان, مکان و جنبش (حرکت) وجود ندارد و ما فقط با احساس درونی, قصد و
خواستمان می توانیم دوری یا نزدیکی , جدائی یا پیوند را حس کنیم.
احساساتی مانند عشق, محبت, نفرت, کینه, حسادت وغیره, و همچنین صفات, افکار
و خواسته های ما لمس کردنی نیستند و جائی را اشغال نمی کنند و می توان گفت
که آنها ماوراء مادیات هستند. بنابراین نزدیکی یا دوری این نیروها به زمان
و مکان ربطی ندارد.
برای مثال, ما می توانیم در دو منطقه جهان دور از یکدیگر زندگی کنیم اما
محبت و دوستی و همفکری و صفات مشترک - "همانندی" - باعث می شود که در قلب
خود یکدیگر را حس و درک کرده و احساس نزدیکی و یگانگی کنیم. در مقابل می
توانیم با کسی که به او دلبستگی و افکار مشترک نداریم در یک منزل باشیم و
احساس دوری و جدائی نمائیم.
در روحانیت نزدیکی "همانندی", و دوری "نا همانندی" نامیده می شوند. علت
دوری ما از پرودگار همانا فرق صفات یا "ناهمانندی" است. زیرا خواست
پروردگار عطا کردن است و خواست بندگان گرفتن. دو صفت کاملأ مختلف.
بنابراین اگر ما بتوانیم عملی انجام دهیم که قصد ما از گرفتن و دریافت, عطا
کردن باشد, از نظر صفت (عطا کردن) به آفریدگار نزدیک می شویم و از سدی (mahsom)
که مانع پیوند ما با قدرت الهی است گذر کرده و وارد عالم روحانی می گردیم.
برای این منظور در کبالا وسیله ای به نام مَسَخ (masakh) – "قدرت مقاومت"
با خواسته های خود خواهانه (Ego) اگوایسم, "قدرت عطا کردن" - وجود دارد, که
به ما امکان میدهد که هدف از کسب نور, تنها عطا کردن باشد, و از دریافت نور
بیشتر که باعث "نا همانندی" و جدائی از پروردگار می گردد جلوگیری نمائیم.
به این طریق نشاما ترقی نموده و به مراحل والا تری می رسد.
در عالم ما, عالم مادی, مَسَخ وجود ندارد و ما نور بسیار کوچکی را کسب می
کنیم که به ما امکان حیات و لذت بردن از این دنیا را می دهد, اما در عوالم
روحانی برای کسب نور به صورتی که باعث جدائی از پروردگار نشود ما از مَسَخ
استفاده می کنیم, و فقط تا جائی که هدف از دریافت نور, دادن و عطا کردن
باشد, می توانیم بوسیله مَسَخ آنرا جذب کنیم و نوری را که فعلأ قدرت مقاومت
با آن را نداریم رد می کنیم که در خارج از ما باقی می ماند و "نور احاطه
کننده" – "(makif or)" نامیده می شود.
بنابراین در هر مرحله از پیشرفت روحانی برای کسب نور بیشتر باید مَسَخ
قویتری داشته باشیم. با آموزش و انتشار حکمت کبالا سرانجام به مرحله ای
میرسیم که دارای صد در صد مَسَخ در مقابل صد در صد نور می شویم و با کمک آن
موفق به شناسائی و درک و پیوند کامل با قدرت و نور الهی و عوالم روحانی
گشته و لذت غیر قابل وصف و بی پایانی را احساس می کنیم.
اکتساب مَسَخ, موضوع اصلی آموزش حکمت کبالاست. عظمت, عمق و درجه روحانیت
کبالیست بستگی به اندازه مَسَخ او دارد. هنگامیکه انسان موفق به ایجاد
مَسَخ می گردد به علت وجودش در جهان و چرخشهای نشامای (تناسخ روح برتر) خود
در قبل و آینده پی می برد و خود را به بهترین نحو می سازد.
|
|