Kabbalah.info - Kabbalah Education and Research Institute

از وبلاگ راو دکتر لایتمن

سوالات برگزیده از وبلاگ دکتر لایتمن

وبلاگ

58ماشیخ

پرسش: لطفا در باره ماشیخ توضیحی بدهید.

راو لایتمن: ماشیخ نور والایی است که می تواند ما را از طبع خودپرستیمان بالا کشیده و ما را به صفت نور و عشق و بخشش برساند. ما می توانیم  به وسیله میل و اشتیاق واقعی خود برای رسیدن به درجه روحانی یعنی رسیدن به عشق و نوعدوستی و بخشیدن، عمل او را بروی خودمان بیدار کنیم. ماشیخ از دو طریق می تواند ظاهر شود یا از راه رنج و بحران که انسان را به سوی اصلاح و روحانیت هل می دهد یا به وسیله آموزش و جذب نور اصلاح کننده. برای کمک به ما در این مراحل، کبالیست ها به ما حکمت کبالا را ارائه می کنند که در عرض بیش از دو هزار سال پنهان بود و  امروز نسل بشریت به موقعیتی رسیده است که باید آن را کشف کند، چنانچه که بعل هسولام توضیح می دهند: این نسل، نسل آخر پراکندگی است که به رسالت کامل نزدیک شده است و بنابراین می تواند صدای شیپور (شوفار) ماشیخ را که آشکار کننده رازهای نهفته است بشنود.

در لحظه ای که ارتباط بین همه ما در جهان آشکار می شود نشانه آن است که ما در دورۀ ماشیخ قرار داریم زیرا سیستم آدم اول که مجموعه تمام روح ها و در واقع یک روح کامل است پدیدار می شود و ما باید خودمان را با آن تطبیق دهیم. تا زمانی که هنوز این ارتباط متقابل آشکار نشده بود ما می توانستیم به هر صورت که مایل بودیم رفتار کنیم و این رفتار باعث پراکندگی ما شد. ولی اکنون هر انسان معمولی نیز به سراسری و یکپارچگی شدن جهان پی می برد و می بیند که همه در گروی یکدیگر هستیم ولی به صورت منفی، و به همین دلیل نیز تمام دنیا در رنج و مشقت است.

ماشیخ به صورتی که ما تا کنون تصور می کردیم شخصی نیست که سوار بر اسبی سفید ظاهر می شود بلکه نور عظیمی است که ما را از سختی و پراکندگی که به دلیل صفت اگوایسم و خودخواهی که اکنون به  اوج رسیده است نجات داده و تمام بشریت را به یک پیکر متحد که با عشق و دوستی و بخشیدن زندگی می کنند تبدیل می نماید و هدف آفرینش و قدرت والا و الوهیت را به ما می شناساید. در واقع این نوری است که در قلب هر انسان بیدار می شود و همه انسان ها باید در هر لحظه و هر ثانیه امیدوار به ظهور آن باشند.

 


41هماهنگی درونی بشریت

 پرسش: درموارد بسیاری شما همواره از "هماهنگی" سخن می گوئید، منظورتان از هماهنگی چیست؟

پاسخ: معنای هماهنگی بشریت، رابطه صحیح بین مردم،  بین ممالک  و در درون جامعه است، رابطه ای که باعث می شود که تمام سیستم های اقتصادی، سیاسی، امنیتی، آموزشی و کانون خانوادگی که در بحران بسر می برند به صورت صحیحی انجام وظیفه نمایند.

ما مجبور هستیم که بشریت را به هماهنگی درونی که بدون آن، ادامه حیات در زندگی امروزه امکان پذیر نیست برسانیم  زیرا این مسئله تمام پایه های روابط گذشته را از بین برده و باعث وقوع بحرانی گسترده در تمام موارد گشته است.

اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش، خانواده، جامعه، صنعت، تجارت، تمام این اصول به وسیله بشر و براساس رابطه بین مردم پایه گذاری شده است. اکنون ناگهان برایمان آشکار شد که تمام این اصول را  بر اساس طبع اگوئیستی بنا نهاده ایم، در حالی که می بایست حکم طبیعت که قانون نوعدوستی و التروایسم است را پیروی می کردیم، و در این جاست که می بینیم تمام آن چیزی را که بنا نمودیم دیگر کاربرد عملی ندارد.

ما می اندیشیم که این بحران را سازمانها بوجود آورده اند، ولی در واقع این بحران بخاطر رفتار اگوئیستی بین انسانها بوجود آمده است. امروزه می بایست اصلاحات و تغییراتی در سازمان هائی که بنا کرده ایم به عمل آوریم . طبیعت، ما را وابسته به هم خلق کرده و ما می بایست مناسب و طبق درخواست طبیعت، خود را اصلاح نمائیم، یعنی در بین خود سیستمی برای رابطه دوجانبه با هماهنگی کامل بنا کنیم. چگونگی انجام این کار را علم کبالا به ما می آموزد.

 


39کبالا به زبانی ساده

پرسش: فرض کنیم که شما را به استودیوی "سی. ان. ان" دعوت نموده و از شما بپرسند: "شنیده ایم که علمی عالی در اختیار شماست، در باره آن به ما اطلاعاتی دهید". در این مورد شما چه خواهید گفت؟

پاسخ راو لایتمن: به این صورت و به این سادگی به مردم رو کرده و پیامم را به آنها خواهم رساند: "حکمت کبالا توضیح می دهد که چگونه بحرانی را که اکنون پدیدار شده است اصلاح کنیم. بحران بیشتر و بیشتر در تمام رشته های زندگی ما، چه در طبیعت و چه در جامعه بشریت رخنه کرده است و وسعت می یابد. بنابراین برای بقا و حفاظت و نجات خویش از نابودی و و رها شدن از مشکلات کیفیت محیط و قحطی و مرض های مسری که ما را تهدید می کند، افراد بشر مجبورند که رابطه بین خود را اصلاح نمایند. رابطه نادرست، عامل اصلی بحرانی است که دچار آن شده ایم و اصلاح این بحران "مستقیما" به اصلاح رفتار و روابط  ما بستگی دارد. 

طبق اصولی که در علوم ثابت شده است، و بر طبق اقتصاد و برطبق تمام اصولی که بشر در پی تحقیقات طبیعت بعمل آورده است به این نتیجه می رسیم که طبیعت کاملا کلی، یکپارچه و جهانی است.  پس بیایید همگی با هم سیستمی را که "جهانی یکپارچه" خوانده می شود ، با تمام عمق و حجم آن، و با تمام ماهیت و بزرگی که در معنای کلام آن است درک نمائیم.

اگر به درستی جهانی را که در آن هر کس در گروی دیگری است و به هیچ وجه نمی تواند از آن فرار کند تفسیر کنیم، تنها این تفسیر ما را مجبور می کند که با یکدیگر متحد شویم.  باید درک کرد که با همبستگی صحیح خود، نه تنها اقتصاد و خود را از مصیبت گرسنگی نجات می دهیم، بلکه با این کار، تمام دنیا را از مصیبت های ممکنه نجات خواهیم داد. این امور از نظر علمی به اثبات رسیده است".

و به امید آنکه پیام مرا بشنوند!


detska-depresia1چگونه می توان از بند ترس و هراس رها شد

پرسش: در یکی از درسهایتان در مورد ترس این چنین بیان نمودید: "هنگامیکه انسان ترس را احساس می کند باید فورا آن را به آفریدگار ارتباط دهد". اگر ممکن است در باره ترس از آنکه اتفاق ناگواری برای یکی از نزدیکان پیش آید توضیح بیشتری بدهید.

پاسخ: باید هر پیش آمد را به پروردگار، به خود و به تمام دنیا ارتباط داده و هر سه را یکی دید بصورتی که هیچ تفاوتی بین آنها وجود نداشته باشد و در این وحدت باید از تمام ترس ها و ناباوری ها عبور کرد. اگر موفق به انجام این عمل نشدیم، چه بهتر، زیرا در چنین موقعیتی انسان درک می کند باید از پروردگار تقاضا کند که به او این توانایی را بدهد تا بتواند این وحدت را احساس نماید.

در کتاب زوهر نوشته شده که اولین اصلاح انسان، درک ترس حقیقی است. انسان معمولی از دو نوع ترس رنج می برد. 1- ترس از آنچه در این دنیا رخ می دهد: "ترس از زندگی، بیماری، مشکلات خانوادگی، فقر، از دست دادن ثروت وغیره". 2- ترس از دنیای دیگر: "ترس از آنکه آیا به بهشت خواهد رسید یا جهنم".

این دو نوع ترس که از صفت خودخواهی انسان که دائما در حال پیشرفت است سرچشمه گرفته، او را به ترس نوع سوم می رساند که آن ترس حقیقی است: "ترس از آنکه آیا امکان دارد که به همانندی با صفات آفریدگار که همان بخشش و عشق و محبت به دیگران است نائل شود".

اگر انسان در نهادش لزوم به بدست آوردن این صفات را احساس کند، این ترس او را وادار به عبور از سدی که مانع رسیدن به آفریدگار است (محسُـم) می نماید، که اولین مرحله رسیدن به پروردگار است و در کبالا به نام "بازگشت به پروردگار از طریق ترس" خوانده می شود. پس از طی این مرحله انسان به بازگشت از طریق عشق و محبت نائل می گردد.

پرسش: آیا آموزش حکمت کبالا بطور مستقیم یا غیر مستقیم می تواند ترس هایی مانند ترس از روبرو شدن با جمعیت یا ترس از ابراز نظر و غیره  را از بین ببرد؟

پاسخ: بله. آموزش حکمت کبالا در درون انسان احساس یگانگی با آفرینش کلی را ایجاد می کند و ترسهای مادی او را به ترس حقیقی یعنی لزوم به بدست آوردن صفات آفریدگار یا ترس از نرسیدن به آفریدگار تبدیل می کند.


37دعای پاک

پرسش: منظور از شنیدن آوای آفریدگار چیست؟ آیا فقط باید به یاد داشت که غیر از او کسی نیست؟

پاسخ راو لایتمن: خیر، باید سعی کنید که با اثر فعل و افعال نور احاطه کننده، در قلبتان این  آوای درونی را احساس نمائید. باید سعی کنید که کمی حساسیت روح را بالا تر ببرید. ما باید بشنویم که آفریدگار به ما رو می کند. این قدرت والا می خواهد برایمان آشکار شود و به همین دلیل به قلبهایمان  ضربه می زند ولی ما فعلا از احساس کردن آن ناتوان هستیم.

این قدرت والا در درونمان نهفته است ولی ما آن را احساس نمی کنیم. دلیل این امر چیست؟ ما چه کم داریم تا آن را احساس کنیم؟ تنها دلیل آن است که ما ارزشی برای صفت بخشش و عشق بی قید و شرط قائل نیستیم ما نمی توانیم از احساسات خودخواهانه خود خارج شده و از فرای آنها با لا رویم. ولی اگر خود را در محیطی که همه خواستار بخشش هستند قرار دهیم افکار نیک و خواسته های آن بر ما اثر گذاشته و در بین ارتباط با یکدیگر صدای آفریدگار را خواهیم شنید.

در درون ما ظبط صوتی برای ظبط صدای آفریدگار وجود ندارد، بلکه این گیرنده در خارج از ما و در بین روابط بین دوستانی که آرزومند رسیدن به آفریدگار هستند وجود دارد. اگر صفت عشق و بخشش در درونمان تسط یابد حتما قدرت والا را احساس خواهیم نمود.

بیاید آنچه را که می خواهیم به او بگوییم در درون خود جستجو کنیم. این گفته ها هر چه که باشند باید از عمق قلب سرچشمه بگیرند، یعنی دعای پاک، عمل درونی قلب ما، ماورای افکار و خواسته ها، نیت هایی که می توان به آفریدگار ربط داد.

 

 

 

آخرین انتشارات

book_10

از پراکندگی تا هماهنگی
- خواندن کتاب
- خرید کتاب

آموزش رایگان کبالا به زبان انگلیسی