|
در طول زمان وپيدايش انسان در اين دنيا خواسته ها, آرزوها وهدفهای او از
نظر کيفيت وکميت روز بروز بزرگتر شده ودرعين حال خواسته های او تغيير پيدا
ميکنند. گرفته از خواسته های طبيعی مثل غذا ولذتهای جسمی, خانواده, خانه
وپناهگاه, تا ميل به دست آوردن ثروت, تسلط, فخر وحکمت.
در آخرين مراحل پيشرفت, درک مقصود ومنظور زندگی فکر او را ترديد کرده واز
خود ميپرسد: "هدف وطعم زندگی چيست؟". اين سؤال در کودکی به صورت طبيعی در
انسان ظاهر ميشود, وبه دليل آنکه جوابش خارج از محدوده دنيا, طبيعت, احساس
وآگاهی ما ميباشد بنابراين بی پاسخ مانده وکودک جوابش را در اطراف خود پيدا
نميکند ودر جوش وخروش زندگی سؤالش را فراموش ميکند.
او به مرحله ای ميرسد که شروع به جستجوی پاسخ به اين سؤال: "مقصود ومنظور
زندگی من چيست؟" کرده و تا لحظه ای که جوابش را بدست نمياورد آرامش نخواهد
يافت.
در حين جستجو انسان به کتابها وافراد مختلفی ميرسد. عده ای با ايمان دينی
وتشريفات مذهبی راضی وقانع ميشوند وعده ای ديگر به اين جوابها اکتفا نکرده
وآنها را در ساير کتابها ودر درون خود جستجو ميکنند وبوسيله آن شروع به
شناختن ريشه های روحانی خود مينمايند- ريشه هايی که از آن آفريده شده اند.
ريشه اصلی ما "خالق", "پروردگار" و"آفريدگار" خوانده ميشود.
هرکس بر طبق نياز داخلی خود به تدريج به تساويت با خالق خود رسيده وبا کشف
اين ريشه هدف ومقصود زندگی خود را درک کرده وبه آرامش بی نهايت ميرسد.
حکمت کبالا کوتاهترين, آسانترين وصحيح ترين راه برای رسيدن بتساويت با خالق
ميباشد.
|